سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 23 روز سن داره

روزهای مادرانه من

برای تو ...

          سلام عزیز دردونه ی خونه ما ... میدونی امروز چه روزیه ؟ ... امروز پنج شنبه 29 اسفندِ و آخرین ساعات از آخرین روز سال 1392 ... ننه سرما داره بار و بندیلش رو جمع میکنه میره و به جاش عمو نوروز میاد و با خودش بغل بغل طراوت و شادی و سبزی میاره .... عزیزکم عید تو راهه ... نوروز پشت دره و بهار همین حوالی ... از دیروز بارونای وقت و بی وقت و کوتاه با اون همه سرو صدا و اون همه سرزندگی و شادابی خبر از رسیدن بهار میدن ... خبر از رسیدن نوروز و روزی نو ... اومدم تا قبل از تحویل شدن سال نو بهت بگم امسال بهترین عید زندگی من و باباست ...           امسال خدا ب...
29 اسفند 1392

هفته پانزدهم مادرانه های من ...

  ایشون فسقلی ِ ما هستن تو هفته ی 15    هفته پانزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اكنون طول بدن كودك شما از فرق سر تا پا حدود 10 سانتي متر، و وزن او در حدود 80 گرم است. كودك شما اكنون عمليات دم و بازدم را با مايع آمنيوتيك (به جاي هوا) انجام مي دهد كه به رشد كيسه هاي هوا در ريه هاي او كمك مي كند. اكنون اندازه پاهاي او بزرگتر از دستهاي او شده است، و مي تواند همه مفصلها و اعضايش را حركت دهد. اين بدان معني است كه دستهاي او بهتر كار مي كنند. غده هاي عرقي به تدريج ظاهر مي شوند و با اينكه پلك چشمهاي او بسته است، چشمانش مي توانند نور را احساس كنند. اگر شما يك نور شديد را به طرف شكم خود بتابانيد، احتمالا كودك شما روي خ...
20 اسفند 1392

تولد مامان ...

  سلام فسقلی ِ دوست داشتنی  قبلا گفته بودم میخوایم به بابا و مامان ِ بابا (که همچنان معلوم نیست قراره چی صداشون کنی!) روز تولدم بگیم که یه نی نی ِ ناز تو راه داریم و دارن نوه دار میشن ... چهارشنبه 14/12/92 عصر حرکت کردیم سمت تهران ... یه جعبه شیرینی گرفتیم و یه برگه که مامان با فوتوشاپ آماده اش کرده بود و بابا هم پرینت گرفته بود رو هم گذاشتیم داخل جعبه و رفتیم اونجا ...       این همون برگه ایِ که گذاشتیم داخل جعبه روی شیرینی ها :   (پیشنهاد میکنم فعلا بابا بزرگ و مامان بزرگ صداشون بزنیم تا بعد ... آخه برای نوشتن خیلی سختم میشه مامان  ... موافقی دیگه،نه؟     قربون نی ...
18 اسفند 1392

سومین ویزیت بارداری ...

  سلام سلام قند و عسل   اول اینکه ببخشید که گاهی تنبلی میکنم تو آپ کردن وبلاگت ، دست خودم نیست مامان ، گاهی حالم خوب نیست و واقعا نمیتونم ... شما خودت که اون تو تشریف داری بهتر در جریان اتفاقات داخلی ای که حال مامان رو بد میکنه هستی !   سه شنبه 7 اسفند رفتم برای دومین ویزیت بارداری ... خانوم دکتر سونو و آزمایشم رو دید و خدا رو شکر گفت همه چی خوبه  عدد ریسکم هم 1:10000 بود و low risk ... خدا روشکر   فقط ...بازم وزن کم کردم به خانوم دکتر گفتم خودم حس میکنم اوضاعم بهتره پس چرا بازم وزن کم میکنم آخه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! خانوم دکتر گفتن اوضاع نی نی خوبه ، نگران نباش ...  این وزن کم کردن تو ماه ...
11 اسفند 1392

هفته چهاردهم مادرانه های من ...

سلام نیم وجبی ِ مامان     این شمایی تو چهاردهمین هفته از هفته هایی که شادی رو به زندگیمون آوردی ...    هفته چهاردهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند ؟ اندازه کودک شما از سر تا پا در حدود 8.9 سانتی متر و تقریبا به اندازه یک لیمو است و حدود 60 گرم وزن دارد. بدن او سریعتر از سر او رشد می کند و سر او اکنون بر روی یک گردن خوش ترکیب تر قرار گرفته است! در آخر این هفته، دستهای او درازتر شده اند و اندازه آنها با کل بدن او متناسب است. با این حال پاهای او باید کمی بزرگتر شوند تا با بقیه اندامهای او متناسب شوند. همچنین به تدریج پوششی از موهای کرک مانند و بسیار نرم (که لانوگو یا کرک جنینی نامیده شده و نازک، بی ...
11 اسفند 1392

هفته سیزدهم مادرانه های من ...

      این فرشته کوچولوی ماست تو هفته ی سیزدهم ...   هفته سیزدهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ هر چند كودك شما هنوز خيلي كوچك است، اما احتمالا شكم شما به زودي به قدري بزرگ خواهد شد كه همه خواهند فهميد شما باردار هستيد! در واقع اكنون كودك شما از فرق سر تا انتهاي بدن، حدود 7.5 سانتي متر يعني به اندازه يك ميگوي بزرگ! طول دارد و حدود 30 گرم است. صرف نظر از اندازه اندامها نسبت به يكديگر، بدن كودك شما در داخل رحم، كاملا شكل گرفته است. در مقايسه با چند هفته پبش، اندازه اندامهاي كودك شما متناسب تر شده و اندازه سر او در حدود يك سوم كل بدن است. انگشتان كوچك او (كه هر كد...
4 اسفند 1392

پایان راند اول ...

    سلام فسقلی ِ مامان  خوبی عزیزدردونه خونه ما ؟ وقتی مامان حالش بد میشه اذیت که نمیشی ، هان ؟ ... سفت مامان رو بچسب حسابی هم به خودت برس   جمعه دوم اسفند ماهِ 1392 شما 90 روزه شدی ... این ینی ما سه ماهه اولِ بارداری رو با لطف و کمک خدا پشت سر گذاشتیم ... و همه اینا ینی پایان ِ راند ِ اول                                                                     خیلی خوشحالم که هستی ... و...
4 اسفند 1392